أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

272

قانون ( فارسى )

عرق ( خوى ) : عرق عبارت از مادهء آبكى خون است كه زنگ مرارى به آن مخلوط شده است . عرق از بول پخته‌تر است . زيرا بول زائدهء هضم دوم است و عرق بقاياى رطوبت و نم لطيف آخرين هضم است . بايد عرق را تا خشك نشده به كار بگيرند و تأثير در تر آن است . خاصيت : چنان كه ذكر شد عرق از بول پخته‌تر و رسيده‌تر است . عرق جاندارى با جاندارى ديگر برحسب مزاج اختلاف دارد . تا حدى نه اندك تحليل‌برنده است . ورم : عرق تن كشتىگيران با روغن حنا ورم بيخ رانها را فرو نشاند و شفا دهد . سينه : عرق خشكيدهء كشتىگيران با روغن حنا علاج آماس پستان است . و با روغن گل شير گره‌خورده درد پستان را چاره‌ساز است . عزيز : اگر گفتيم عزيز بزرگ و اگر گفتيم عزيز كوچك منظورمان قنطوريون است كه بزرگ و كوچك دارد . پس در فصل قاف حكايت اين عزيزان را شرح مىدهيم . عود الصليب ( گل صدتومانى ) : ديسقوريدوس گويد : اسم اين گياه در بعضى جاها ( ذو الاصابع - داراى انگشتان ) است و بعضى آن را ( علعيسى ) نامند كه در عربى به معنى شيرين‌بوى آمده است . ساق اين گياه تقريبا به طول دو وجب است و شاخه‌هاى بسيار از خود جدا كرده است . اين گياه نر و ماده دارد . برگ قسم نرش به برگ شاه‌بلوط مىماند و برگ قسم ماده‌اش به برگ كرفس بيابانى شبيه است . برگش برجسته است و بر سر ساقه نيامكهايى شبيه نيام بادام است و هرگاه نيامها بشكفند دانه‌اى سرخرنگ به رنگ خون از آنها پيداست . دانه‌ها زيادند و به دانهء انار مىمانند . و در ميان دانه‌اش پنج يا شش دانهء سياه‌رنگ مايل به ارغوانى موجود است . بيخ قسم نر به طول يك وجب و به ستبرى انگشت و سپيدرنگ است و مزه‌اش گيرنده است . بيخ ماده هفت يا هشت شعبهء بلوط مانند از خود مىپراكند و بهيئت بيخ گياه خنثى - برواق - برديكه - است . سر : به وزن پانزده حبه را با عسلاب رقيق بخورند از بختك مفيد است . اندامان غذا : خوردنش سوزش معده را از بين مىبرد . اندامان راننده : زنانى كه هنوز از خون‌زچگى پاك نشده‌اند به اندازهء يك بادام بيخ آن را بخورند بقاياى خون بيرون آيد و پاك مىشوند . اگر با شراب تناول شود ؟ در علاج درد زهدان ، درد شكم ، درد گرده و آبدان و يرقان مفيد است . در شراب بپزند و بخورند شكم بند آيد . اگر از سرخ دانه‌هايش ده يا يازده تا با شراب سياه گيرنده بخورند خونريزى زهدان را قطع كند . سنگ كه در كودك تازه پيدا مىشود ، اگر از اين گياه به كودك خورانند يا شربت سازند و بنوشند سنگ را بر طرف مىنمايد . ده دانه‌اش با شراب عسل خفگى ناشى از درد زهدان را علاج مىكند . عرن : ديسقوريدوس عقيده دارد كه برگ اين گياه شبيه برگ عدس كوچك است و از آن بلندتر است . ساقش تقريبا يك‌وجبى است و گل سرخ دارد و بيخش كوچك است و در زمينهاى سست و باير مىرويد و در بعضى جاها پيداست . خاصيت : با روغن زيتون ضماد شود عرق را ريزش دهد . ورم : كوبيده‌اش را ضماد سازند خراج و جوش التهابى را علاج است . اندامان راننده : با شراب خورند چكميزك را علاج كند .